بیش از یکسال پیش که شبکه نسیم کار خودش را تازه شروع کرده بود، مجری یکی از برنامه ها بعد از اینکه مخاطبان را دعوت کرد تا یک ویدیوبا مزه را ببینند، دستپاچگی پسرکی را هنگام جواب دادن به سوال معلم به سخره گرفت و با آب و تاب فراوان اعلام کرد که با دیدن این ویدیو قول می دهم نتوانید جلو خندیدن خودتان را بگیرید. بعد ویدیو معروف شیب و بام را پخش کرد تا بیننده های تلویزیون ترس و اضطراب و درماندگی کودکی را در مقابل سوال‌های اجتماعی کلاس سوم ببینند و بخندند.

مجله نیمکت معلم‌ها از همان ابتدای دوره مجدد تصمیم گرفت این کودک را پیدا کند تا نشان دهد که پخش این ویدیو آن هم از رسانه ملی چه عواقب ناخوشایندی را در پی خواهد داشت. بنابراین جستجوی خودش را طی چندین ماه برای یافتن کودک آغاز کرد .سر نخ‌ها می گفتند می‌توان کودک را در استان گلستان و شهر گرگان یافت. بنابراین با بیشتر اداره‌های استان تماس گرفته شد تا شاید ردی از کودک بیابیم .به خبرنگارهای دوست و آشنا که در گرگان زندگی می کردند سپردیم تا هر طور شده نشانی این کودک را پیدا کنند اما دنبال بیژن گشتن مثل دنبال سوزن بودن در انبار کاه بود.از گرگان و روستاهای اطرافش که نا امید شدیم ،رفتیم سراغ شهرهای شمالی تا بالاخره ردی پیدا کردیم از آقای معلمی که این ویدیو را ضبط کرده بود و توسط او بیژن را پیدا کردیم. راضی کردن آقا معلم و بیژن کار ساده ای نبود. آنها یک بار از انتشار یک خبر به اندازه کافی ضربه خورده بودند و می ترسیدند با پخش هر مطلبی زخم دیرین دوباره سرباز کند.

برایشان توضیح دادیم که شاید با بیان شرایطی که برای زندگی و آینده بیژن پیش امده ، بتوان جلو اتفاق های دیگری را گرفت.در تمام مراحل کوشیدیم حریم بیژن را نشکنیم و با اینکه به راحتی می توانستیم در محل کار گچ کاری او برویم و از او با سرو وضع گچی شده عکس بگیریم به خاطر رعایت حرمت او از این کار سر بازدیم

به این ترتیب در تمام مراحل تهیه و نوشتن و انتشار و حتی انتخاب تیتر به گونه ای پیش رفتیم که مسبب بحران تازه ای نشویم و بیش از این زندگی و شخصیت معلم و شاگرد آسیب نبیند.

در این میان شرایط آقا معلم هم قابل درک بود. او خودش کمک کرد تا بیژن را پیدا کنیم و از همان اول تاکید کرد که بیژن جزئ بچه های باهوش کلاس بوده و فقط هنگام جواب دادن به صورت شفاهی مشکل داشته . او تاکید می کرد که برای خندیدن به بیژن از او فیلم نگرفته.می گفت که بیشتر بچه های ابتدایی وقت درس پس دادن در همین شرایط قرار می گیرند و این برای یک معلم خنده دار نیست، بلکه یک مساله است ،چون یک معلم به دیدن این شرایط عادت دارد . او در حقیقت می خواسته که با نشان دادن این فیلم به همکاران خود، راهکاری برای حل این مشکل پیدا کند. اما با انتشار این فیلم معلم خودش قربانی دیگر ماجرا شده بود.

بعد از انتشار گزارش از زندگی بیژن و مصاحبه با اقای معلم با واکنش ها و قضاوت های شتابزده ای در شبکه های مجازی رو برو شدیم بسیاری از این قضاوت ها حتی بدون خواندن اصل گزارش و مصاحبه عنوان می شد که جای تعجب بسیار داشت.

تیم نیمکت معلم‌ها کوشید تا با توضیح بیشتر، زندگی معلم وبیژن دچار سردرگمی و بحران تازه ای نشود. به همین دلیل با وجود درخواست بسیار خبرنگاران نشریات و رسانه ها از دادن شماره و نشانی دقیق به انها خوداری شد .

هفته گذشته تیم اجتماعی مجله خبری اخبار ساعت هفت در حالی گزارشی از زندگی بیژن پخش کرد که هیچ اشاره ای به منبع خبر و گزارش نشد. جناب آقای خبرنگار طوری از شکار سوژه حرف زد که انگار پای هیچ نشریه دیگری در میان نبوده است. در این گزارش بازهم با آب تاب به کاربران شبکه های اجتماعی حمله شد که چگونه با انتشار این فیلم زندگی جوانی را دچار بحران و سردر گمی کرده‌اند .صدا و سیما انگار فراموش کرده که خودش این ویدیو را حد اقل دو بار پخش کرده و رسانه ملی به قول خودش باعث و بانی حظ وافر مخاطبان با پخش این ویدیو شده است.عجیب تر آنکه گزارش گری که به قول خودش زحمت رفتن حتی تا تنکابن را به خودش داده بود برای بامزه کردن گزارشش بازهم با مسخره کردن آنچه که برای اعتراض به مسخره شدنش، گزارش تهیه می کرد، مدام با لحن تمسخر آمیزی می گفت: شیب... بام!

مجموعه نیمکت معلم‌ها به عنوان یک نشریه تخصصی، با اختصاص یک پرونده به این موضوع و استفاده از نظر کارشناسان به این اتفاق پرداخت.مخاطبان این مجله معلمان هستند و انتشار این موضوع در میان آنها کمتر به وجهه بیژن آسیب می رساند، در حالی که گزارشگران صدا و سیما کوشیدند از موضع نصیحت و پند ماجرا را اداره کنند. از سوی دیگر این گزارش، آقای معلم را به عنوان مقصر ماجرا جلوه داد، بدون اینکه با معلم هم گفت و گو کند تا او بتواند از خودش دفاع کند. به این ترتیب صدا و سیما زندگی آدم دیگری را به خاطر عدم رعایت موازین حرفه ای در شرایط قضاوت قرار داد . شاید این درست نباشد که شاگردی در رسانه ملی خواستار عذر خواهی معلمی شود که خودش قربانی ماجرا شده.

به نظر می رسد آنکه بیش از همه و اول از همه باید عذر خواهی کند مدیران تلویزیون هستند که مسئول پخش گسترده این ویدیو بودند. بیژن درست بعد از اینکه این ویدیو از صدا و سیما پخش شد، مورد تمسخر بیشتر همکلاسی ها قرار می گیرد و ترک تحصیل می کند .این موضوع قابل درک است ، با توجه به محدودیت اینترنت در کشورمان ،طیف محدودی می توانستند به این ویدیو دسترسی پیدا کنند در حالی که ضریب نفوذ رسانه ملی تا دوردست‌ترین روستاهاست و همین کار بیژن را سخت می‌کرد. در آخر اینکه درست است که حق کپی رایت، قانون گم شده رسانه های کشور است.اما این همه بی احترامی به فهم و شعور مخاطبان سیما قابل درک نیست . گزارشگران خلاق رسانه ملی بدانید مخاطبان شما تصویر کودکی را که همین چند ماه پیش از طریق رسانه شما مسخره شد ،هر گز فراموش نخواهند کرد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 0 =

پربازدیدهای سرویس

آخرین اخبار