دانشگاه آزاد در مسیر سخت تجاری‌سازی شدن علم، با حضور دکتر میرزاده می‌تواند گام‌های بزرگی بردارد/ گر با نخبگان مثل اعضای یک خانواده شفاف رفتار کنیم، به هدف خواهیم رسید/ دکتر میرزاده گفت باشگاه پژوهشگران باید مَفصَل دانشگاه، صنعت و خدمات باشد

دکتر کریم زارع یکی از نخستین مدیران دانشگاه آزاد اسلامی است. مدیری که اکنون پس از 32 سال حضور در دانشگاه آزاد می گوید تمام انرژی خود را صرف تکریم نخبگان می‌کند.

معاون رییس دانشگاه و رییس باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان در گفت‌وگوی تفصیلی با آنا تجاری‌سازی علم را مهم‌ترین برنامه پیش روی دانشگاه آزاد اسلامی عنوان می‌کند و معتقد است با کمک نخبگان و برنامه‌های دکتر میرزاده این هدف قابل دسترسی است.

وضع نخبگان دانشگاه آزاد چگونه است؟

در مجموع شرایط را امیدوارکننده می‌دانم.

به عنوان یک مخاطب از شما می‌پرسم! به نظر شما خوب است، بد است یا معمولی است؟

با یک مثال پاسخ می‌دهم. سه دانش آموز نخبه که حتی نمی‌توانستند عضو باشگاه شوند، حدود 10 سال قبل وارد اتاق من شدند. در آن زمان من رئیس واحد تهران مرکز بودم. به من گفتند اینها اصرار دارند بیایند در صورتی که اصلا شرایط ندارند وحتی دانشجو هم نیستند. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. من گفتم بگویید بیایند. اگر بخواهم از آن زمان یک تجسم ایده از تهران مرکز بدهم بد نیست. ما 71 هزار دانشجو داشتیم در 70 نقطه تهران. واقعا شما می‌دانید اداره کردن دانشگاه در این شرایط یعنی چه؟

برای این دانش آموزان چه کردید؟

از رئیس وقت دانشگاه آزاد اجازه گرفتم که اولا اینها در کنکور شرکت کنند. چون داوطلبان کمتر از 15 سال نمی توانستند در کنکور شرکت کنند. به دفتر وزیر علوم هم مراجعه کرده بودند اما جوابی نگرفته بودند.

چه سالی؟

حدود سال 80. این دو نفر اجازه شرکت در کنکور گرفتند. 10 ساله و 11 ساله بودند که شرکت کردند. هردو قبول شدند، در رشته کارشناسی حقوق. جالب این است برای سال بعد دوباره درخواست دادند و این بار در رشته میکروبیولوژی قبول شدند. یعنی اینها قبل از 17 سالگی دو رشته خواندند و دو مدرک لیسانس گرفتند. اول به اینها خانه داده شد. دانشگاه آزاد معمولا به دانشجویان خانه نمی‌دهد یعنی نمی‌تواند بدهد. به هر دلیل اجازه گرفتیم با مسئولیت خودم به اینها خانه دادیم تا همراه پدر و مادرشان اسکان بگیرند. مدتی هم در محل فعلی باشگاه پژوهشگران زندگی می‌کردند. آن خانواده 3 بچه داشتند. الان یکیشان شاگرد اول دکتری حقوق دانشگاه شهید بهشتی است. یکی دانشگاه تهران درس می‌خواند. یکی هم امسال برنده جایزه ملی مبارزه با اعتیاد، یا طب اعتیاد شده است. این مثال رویکرد باشگاه پژوهشگران جوان و دانشگاه آزاد اسلامی در مواجهه با نخبگان است.

قرار نیست اوضاع بهتر از این شود یعنی امکانات بیشتری در اختیار نخبگان قرار گیرد؟

بله. در حال حاضر دو و نیم درصد بودجه پژوهشی را در اختیار داریم. البته بیشتر در واحدها محدودیت وجود دارد اما اگر امکانات بیشتری داشته باشیم مطمئننا بیشتر می توانیم به دانشجویان کمک کنیم.

زمانی که دکتر میرزاده رئیس دانشگاه آزاد شدند، از شما خواستند در باشگاه پژوهشگران چه رویکردی داشته باشید؟

ایشان تحول در باشگاه را خواستند.

برنامه ها را با شما در میان گذاشتند و گفتند شما باید چه کاری در راستای این برنامه ها انجام دهید؟

از ما خواستند آنچه در توان داریم در راستای تحول و حل مشکلات نخبگان انجام دهیم. با هم‌اندیشی با ایشان در حال انجام کارها هستیم. علاوه بر این جلسات هم‌اندیشی با نخبگان و همچنین یک جلسه هم‌اندیشی با حضور آیت‌الله هاشمی رفسنجانی داشتیم. نخبگان مسائل را تشریح کردند، ایشان هم سفارش‌های لازم را مطرح کردند.

دو و نیم درصد بودجه پژوهشی را در اختیار داریم. البته بیشتر در واحدها محدودیت وجود دارد اما اگر امکانات بیشتری داشته باشیم مطمئننا بیشتر می توانیم به دانشجویان کمک کنیم

مشکلات موجود را به دکتر میرزاده گفتید؟

بله. مشکلات گفتیم ایشان هم دستور دادند. ایشان آن قدر به مسئله توجه کردند که گفتند اگر لازم است اساسنامه هم تغییر کند. در حال حاضر هم ما این مساله را دستور کار گذاشته ایم. با تغییر اساس نامه دست ما بازتر خواهد بود و می توانیم به نخبگان کمک کنیم. اخیرا در راستای فرمایشات دکتر میرزاده، شیوه نامه ای نوشتیم که حمایت ها را از مدارس شروع کنیم.

یک سال و نیم اخیر حضور شما به عنوان رئیس باشگاه پژوهشگران دانشگاه آزاد اسلامی بیشتر همراه با چالش بوده یا موفقیت؟

واقعیت این است که هر دو مساله وجود داشته است. من اعتقاد دارم ان مع العسر یسرا.

وقتی این سوال را پرسیدم چه چیزی بیشتر به ذهنتان آمد؟ چالش یا موفقیت؟

موفقیت. بچه‌های نخبه حق دارند. چیزهایی می خواهند که واقعا در اختیار ما نیست. ما هم وظیفه داریم در خدمتشان باشیم. نمی گوییم نمی‌توانیم، می گوییم تلاش می کنیم. من حدود 40 مسئولیت در این مملکت داشته‌ام. در دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه تبریز، جهاد دانشگاهی تبریز، جهاد دانشگاهی شمال غرب کشور، جهاد دانشگاهی کل کشور، گزینش شورای عالی انقلاب فرهنگی، دانشگاه تربیت معلم. سی سال قبل رئیس دانشگاه تربیت معلم کشور بودم. می‌خواهم بگویم در این سال ها توفیقاتی داشته‌ام، اما خوشحالم که در باشگاه پژوهشگران جوان در خدمت این جوان‌ها هستم و خودم را هم جوان می‌دانم.

چه خدمتی به این جوانان کردید؟

قبلا آیین نامه ما می گفت کسی که حداکثر 30 ساله است حق عضویت در باشگاه را دارد، حتی اگر 30 سال و یک روز می‌شد، اجازه ورود به باشگاه را نداشتند حتی اگر 20 افتخار کسب کرده باشند. از وقتی آمدم سعی کردم کیفی کار کنم. ما دیگر از عضو فعال یا غیرفعال استفاده نمی‌کنیم. از 58500 عضو 10 هزار نفر را فعال می‌دانیم به بقیه نمی گوییم غیرفعال می گوییم عضو ادوار. مثلا یکی از نمایندگان مجلس، قبلا رئیس باشگاه بوده است؛ ما نمی‌توانیم بگوییم این غیرفعال است!

به هر حال این اشخاص تجربه‌ای را با خود حمل می کنند.

بله؛ آقای دکتر علوی فاضل، رئیس باشگاه ما بوده، الان معاون سنجش دانشگاه است. اتفاقا فعال هم هست. در باشگاه شاید فعال نباشد اما هیچ کس نمی‌تواند بگویم ایشان عضو غیر فعال است.

این تحول چگونه در باشگاه رخ داد؟

از همه نظرخواهی کردم.

درباره تعریف جوانی؟

بله، نام ما تبدیل شد به باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان. شعار سال 2000 به بعد یونسکو این بود: توانا بود هرکه دانا بود، ز دانش دل پیر برنا بود. من از این استفاده کردم حنی پا را فراتر از این گذاشتم. مثالش را هم پیدا کردم: حضرت محمد(ص) 40 ساله مبعوث شد، در 53 سالگی دعوت عام را آغاز کرد و در 60 سالگی بیشتر تبلیغ برون مرزی انجام می‌دادند. پس من بنا را بر سه نوع جوانی گذاشتم. جوانی اول تا 40 سالگی (IQ)(EQ)، جوانی دوم (TQ)(EMQ)، جوانی سوم (WQ)(EMQ) اتفاقا خدمت بسیاری از علما، آیت‌الله مکارم شیرازی، آیت‌الله نوری همدانی، آیت‌الله موسوی اردبیلی و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رسیده‌ام و این تعریف را ارائه داده‌ام. در مجموع همه این شخصت ‌ا تعریف بنده را تایید کردند. با استادان برجسته نیز بحث کردم. جالب است که در مجموع تما این افراد تایید کردند و این تعریف را در آیین‌نامه آوردم.

بسیار امیدوار و خوشحالم که در خدمت جوانان هستم. چون به نظر من هر جوان نخبه‌ای از یک چاه نفت ارزشمندترند چرا که چاه نفت تمام می‌شود، ولی جوان یک جوان دیگر می‌سازد.

دکتر میرزاده فرماندار بوده، استاندار بوده، رییس سازمان برنامه و بودجه بوده، معاون رئیس جمهوری بوده، وقتی ایشان معاون رئیس جمهوری شدند، من نماینده مجلس بودم، در نطقم به آقای هاشمی تبریک گفتم که یک شخصیت با تجربه علمی را معاون اجرایی کردند

از کار خسته نشده اید؟

اصلا. هر روز انرژی بیشتری می گیرم. افتخارم این است که در خدمت نخبگان هستم. اصلا در خدمت نخبگان بودن به من انرژی می دهد.

روزی چند ساعت کار می کنید؟

بستگی دارد. مثلا دیروز را می‌توانم به شما بگویم.

دیروز چقدر کار کردید؟

ساعت 6 از منزل به شورای عالی انقلاب فرهنگی رفتم و ساعت2:30 شب به منزل برگشتم.

الان در کدام دوره جوانی هستید؟

دوره سوم.

مهم ترین ویژگی دوره سوم چیست؟

جوانی عقل.

شما جزو کسانی هستید که از اوایل تاسیس دانشگاه آزاد حضور داشته اید.

اولین واحد حکم من در دانشگاه آزاد در تاریخ 61/8/23 صادر شده است.

از سال61 تا 93، خیلی دوره های مدیریتی را هم تجربه کرده اید، در هر دوره هم پست‌هایی داشتید. همین صمیمیتی که می گویید در فضای فعلی و بین مدیرهای ارشد وجود دارد آیا قابل ارزش گذاری است؟

به نظر من بله. اما هر مدیری ویژگی خاصی دارد.

مهم‌ترین ویژگی مدیریتی دکتر میرزاده چیست؟

مهم ترین ویژگی آقای دکتر «دقت» است. ایشان گفته باشگاه پژوهشگران باید مَفصَل دانشگاه، صنعت و خدمات باشد. من بعضی وقت ها یک نامه به دکتر می‌دهم، می‌گوید من قبلا این نامه را دیده‌ام. اعتقادم این است که انسان‌ها هر کدام ویژگی خاصی دارند. آقای دکتر میرزاده فرماندار بوده، استاندار بوده، رییس سازمان برنامه و بودجه بوده، معاون رئیس‌جمهوری بوده، وقتی ایشان معاون رئیس‌جمهوری شدند، من نماینده مجلس بودم، در نطقم به آقای هاشمی تبریک گفتم که یک شخصیت با تجربه علمی را معاون اجرایی کردند.

خاطره‌ای تعریف کنم. من مسئولیت کنگره بین‌المللی شیمی ایران را بر عهده داشتم ، همان جمعه ای که جنگ اول بین عراق و امریکا آغاز شد، من آقای دکتر میرزاده را دعوت کردم برای آن کنگره و بدون اینکه با ایشان هماهنگ کنم برای ایشان سخنرانی در نظر گرفتیم. دفتر ایشان گفتند ایشان معاون رئیس‌جمهوری است، مشکلاتی در منطقه هست. من گفتم، من ایشان را به عنوان یک شیمیست دعوت کردم. سلام من را خدمتشان ابلاغ کنید. بگویید من به عنوان یک شیمیست دعوت کردم واقعا هم با ایشان هماهنگ نکرده بودیم. هم میزگرد برای ایشان گذاشته بودیم هم سخنرانی. بعد از چند دقیقه ایشان پیغام دادند من به عنوان یک شیمیست شرکت می کنم و شرکت کردند. کنگره در مرکز تحقیقات گیاهان دارویی شهید بهشتی بود، به ایشان گفتم درست است که به عنوان شیمیست شما را دعوت کرده ایم، ولی به عنوان معاون رئیس‌جمهوری باید کمک کنید این مرکز امکاناتش بالا برود و واقعا کمک کردند. می‌خواهم بگویم ایشان دقت‌های خاصی دارد. اعتقاد دارم دانشگاه آزاد اسلامی در این مسیر سخت تجاری‌سازی شدن علم، با حضور دکتر میرزاده می‌تواند گام‌های بزرگی بردارد.

شما زمانی معاون پارلمانی دانشگاه و نماینده مجلس هم بوده‌اید سابقه کارهای اجرایی هم دارید. مدیران دانشگاه از شما مشاوره می گیرند؟

بله در موارد ضروری که خودشان صلاح بدانند.

باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان، در دانشگاه آزاد اسلامی می تواند نقش جهاد دانشگاهی را داشته باشد. واقعا آرزویم این است و پیشنهاد هم کرده‌ام که جایی به نام شهر دانایی زیرمجموعه باشگاه پژوهشگران باشد

دکتر میرزاده هم از شما مشاوره خواسته اند؟

دکتر میرزاده اعتقاد دارند سیستم‌ها را باید به صورت سیستم دید. این دید بسیار خوبی است. بد نیست این مساله را ذکر کنم. تشخیصم این بود که نام برخی از اعضای حقیقی را به عنوان عضو هیات امنای استانی خدمت ایشان بدهم. برخی می گفتند این شخصیت ها وقت ندارند. ولی ما به مرور من خواهش کردم و ایشان به خاطر نظر من محبت کردند و حکم زدند اتفاقا بازخورد خوبی هم داشت. حتی برای کمیسیون دائمی از شخصیت‌هایی مثل مهندس زنگنه دعوت کردیم. ایشان را شیخ الوزرا می‌نامند. چون 24 سال وزیر بودند. ایشان اینجا نیستند اما خدای ایشان هست؛ وقتی ساعت 6:15 صبح تشریف آوردند، من خیلی لذت بردم که یک وزیر جمهوری اسلامی این قدر به باشگاه ما و به جوانان توجه دارند. همین جا هم از ایشان تشکر می‌کنم. در مجلس شورای اسلامی نیز این توجه وجود دارد. آقای باهنر، وقتی می‌آیند می نویسند سرمایه‌گذاری در باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان بازی برد- برد برای جمهوری اسلامی است، یا سایر نمایندگان دیگر از هیئت رئیسه، مثل آقای سبحانی‌نیا. اگر بخواهم جمع‌بندی کنم کشور ما واقعا در مرحله گذار خاصی قرار دارد.چون بحث اقتصاد مقاومتی و مدیریت جهادی، و عزم ملی جزو برنامه‌های اصلی تعیین‌شده از سوی مقام معظم رهبری است. به نظر من باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان، در دانشگاه آزاد اسلامی می‌تواند نقش جهاد دانشگاهی را داشته باشد. واقعا آرزویم این است و پیشنهاد هم کرده‌ام که جایی به نام شهر دانایی زیرمجموعه باشگاه پژوهشگران باشد. یک شهر مجازی ساخته شود، بعضی جاها هم حقیقی و سخت افزاری باشد. مثلا ما در رودهن پیش‌بینی کرده بودیم 40 هکتار زمین را بسازیم. برخی از بزرگان خارج دانشگاه هم قبول کرده بودند برای ما ساختمان بسازند. از مرکز تحقیقات آب یونسکو نیز موافقت‌های لازم را گرفته ام. امیدوارم که اگر در این مسیر حرکت کنیم، باشگاه در آینده نه تنها جایگاهی برای محققان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاه آزاد و دولتی باشد، همین نقش را در جهان اسلام هم ایفا کند.

با توجه به تجربیات شما، فکر می کنید چه موضوعی در دانشگاه نیاز به اصلاح فوری دارد تا تجاری سازی توسعه یابد و وابستگی به شهریه هرسال کمتر شود؟ در واقع می خواهم بدانم اگر روزی از شما پروپوزال بخواهند و بپرسند چه باید کرد که در 10 سال آینده دانشگاه آزاد یک موسسه علمی پژوهشی دانشگاهی باشد و بتواند تمام نیازهای مالی اش را خودش بدون نیاز به شهریه برطرف کند، چالش بزرگ پیش روی دانشگاه آزاد چیست؟

سوال بسیار مهمی است. اجازه دهید من هم با دیدگاه خودم پاسخ دهم که هم دیدگاه تجربی است و هم دیدگاه علمی من است. من متخصص سینتیک هستم. نگاه سینتیکی چیست؟ این است که کجا بودیم، کجا هستیم، کجا می‌خواهیم برویم؛ تا سال 1404 که سند چشم انداز توسعه وجود دارد، یعنی حدود 11 سال دیگر. بر این اساس باید 20 درصد بودجه کشور بر اساس اقتصاد دانش‌بنیان تامین شود. دانشگاه آزاد اسلامی باید در این راستا عمل کند. دانشگاه آزاد می تواند بخش اعظمی از این سهم را محقق کند. اعتقاد من سرمایه‌گذاری بر روی نخبگان است. باید مسائل دست و پاگیر اداری را از مقابل آنها کنار بزنیم. باید نخبگان را تکریم کرد. تکریم نخبگان یعنی ایجاد کاتالیزور و تسریع‌کننده این فرآیند، فرآیند تبدیل چالش‌ها به قوت. ما خیلی چالش داریم. یکی از کاتالیزورها در مسیر علمی بچه‌های جوان عشق به خدمت و عشق به وطن است. ما نباید کاری کنیم چراغ این عشق کم سو شود. توصیه ام این است که روسای واحدهایی که الان رئیس شورای پژوهش هستند، برای نخبگان وقت بگذارند. در حال حاضر دانشگاه آزاد اسلامی در دوران خاصی قرار دارد. آقای دکتر میرزاده و تیم جدید مدیریتی، طرح و برنامه دارند. اقتصاد دانش‌بنیان طرحی نو است و نیاز به پشتیبانی دارد از دید من این طرح نیازمند کاتالیزور جدید است، چون یک فرآیند جدید است. می‌خواهم بگویم کاتالیزور این فرآیند جدید عشق به اسلام، عشق به وطن، عشق به نظام است. راهکارش چیست؟ تکریم؛ این که احساس کنند که ما در خدمتشان هستیم.

بزرگترین چالشی که می تواند این طرح و برنامه بلند مدت را تهدید کند چیست؟

بی توجهی به نخبگان. به نظر من تنها اعضا هیئت علمی نمی‌توانند کاری کنند. دانشجوی نخبه باید احساس کند که مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی آنچه در توان دارند را در اختیارشان می گذارند. لویی پاستور می گوید، طوری زندگی کنید که اگر آخر عمرتان چند سوال از شما بکنند، با یک جمله پاسخ دهید. این سوال‌ها چیست؟ برای خودتان، خانواده‌تان، محله، شهر و منطقه و کشورتان چه کردید؟ برای جهان چه کردید؟ بگویید آنچه در توان داشتم گذاشتم. اگر با نخبگان مثل اعضای یک خانواده شفاف رفتار کنیم، اگر آنچه در توان داریم بگذاریم، من مطمئنم به هدف خواهیم رسید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 3 =