رسول جعفریان، عضو هیات علمی دانشگاه تهران در وبلاگ خود یادداشتی درباره مرجعیت علم ایران برای جهان نوشته است. از نظر او بسیاری از کسانی که در حوزه علوم انسانی می‌نویسند با روش‌های علم سنجی رایج در وزارت علوم که بر اساس مدل جهانی است یا آشنا نیستند یا اگر هستند، با آن موافقت ندارند.

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری آنا، متن یادداشت رسول جعفریان را می‌خوانید:

«همه ما کلمه علم را که احیانا آن را اساس پیشرفت می‌دانیم بکار می‌بریم، اما باید گفت این تعبیر در عبارات افراد مختلف، معانی کاملا متفاوتی دارد. به عبارت دیگر مقصود از این کلمه «علم» روشن نیست و همین امر سبب شده است تا نتوانیم اراده و اهتمام جدی در امر پیشرفت علم داشته باشیم.

این مدت همچنان بحث در باره علم و پیشرفت علمی در جریان است. یکی از موارد آن توضیحاتی بود که رهبری انقلاب خطاب به خبرگان در دیدار اخیر دادند و از دولت خواستند در زمینه پیشرفت علم تلاش کند. از آن صحبت‌ها چنین معلوم می‌شد که ایشان در جریان گزارش‌هایی که درباره پیشرفت علمی بر اساس علم سنجی‌های معمول در حوزه مقالات علمی پژوهشی و آی اس آی انجام می‌شود هستند و آنها را معتبر می دانند. این که امسال تعداد آن مقالات کمتر شده و جایگاه ایران تنزل یافته یا بالا رفته بر اساس همین هم روش‌های مدرنی است که علم سنجی جدید پایه‌گذاری کرده است.

امروز هم در یکی از جلسات دانشگاهی بحث در باره علوم انسانی، مقالات علمی پژوهشی و تعداد مقالاتی بود که هر استاد باید ارائه دهد تا بتواند از استادیاری به دانشیاری یا از دانشیاری به استادی برسد. تعداد قابل توجهی از استادان از معیارهای سنجش گلایه داشتند و این که مثلا از این که به کتاب اهمیتی داده نمی‌شود ناخشنود بودند. به هر حال در علم‌سنجی‌های رایج به مقاله به عنوان ابزار ایده‌پرداز می‌نگرند و به کتابی که مجموعه‌ای از معلومات است اهمیت نمی‌دهند.

جالب بود که حتی یکی از استادان با استناد به نظریات عرفانی و روایی در باب علم و این که «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء» و موارد دیگر خواستند کسی به ایشان توضیح بدهد که آن روش چگونه با این مفهوم از علم که به قول ایشان ساینس نیست و نالج است، جور در می‌آید. البته در این محفل در باره مشارکت جمعی در نگارش مقالات هم بحث شد و از استادان خواسته شد که در نگارش مقالات چند نفری مشارکت کنند تا امتیازات بیشتری بگیرند. در واقع هدف تبدیل وضعیت و بیان چگونگی وصول به آن بود. به هر حال مقصودم این است که بحث علم و تفاوت مفهومی آن همچنان مهم اما مبهم است و بسیاری از کسانی که در حوزه علوم انسانی می‌نویسند با روش‌های علم سنجی رایج در وزارت علوم که بر اساس مدل جهانی است یا آشنا نیستند یا اگر هستند، با آن موافقت ندارند. هرچند به هر حال سرنوشت فعلی آنان در دست همین روش‌هاست و آنچه از پیشرفت و پسرفت می‌شنویم بر پایه همین معیارهاست که ممکن است تغییرات جزئی بکند اما در کل مسیرش عوض نخواهد شد و مثل بسیاری از موارد دیگر ما به هر حال باید از غرب پیروی کنیم!

اما یک خبر دیگر هم در باره علم این چند روز در جریان بود که بی ربط به این مباحث نیست و آن این که تولیت جدید آستان قدس در سخنرانی خود در جلسه معارفه گفتند: «باید مشهد و خراسان رضوی برای همه جهان مرجعیت علمی پیدا کند». به هر حال این هم یک نکته‌ای است که باید در آن تامل کرد که مشهد چطور می‌تواند برای همه جهان مرجعیت علمی پیدا کند. آیا مقصود علوم دینی است یا علوم انسان یا حتی ساینس و علوم تجربی؟ بنده البته می‌دانم که زیباترین و در عین حال یکی از بهترین کتابخانه‌های ایران همان است که آقای طبسی در مشهد ساخت و حتی می‌دانم که آستان قدس در نشرهای مختلف خود کارهایی در همه حوزه‌ها داشت هر چند این کارها فراز و نشیب داشت و مثلا اگر زمانی در جغرافیا فعال بود این اواخر افت کرده بود.

امیدوارم با دیدی روشن در زمینه توسعه علم تلاش شود. اما این که مشهد بخواهد مرجعیت علمی برای جهان پیدا کند لازمه‌اش این است که نگاهی باز به مسائل فکری و فرهنگی باشد و آنها که در آنجا مهندسی خواهند کرد با مفهوم علم جدید و علم‌سنجی‌های مدرن آشنا باشند. این که فکر کنند همه مفهوم علم خلاصه در علم دینی می‌شود و بر آن باشند که مشهد از این زاویه برای جهان مرجعیت علمی پیدا کند بهتر است این کار به قم واگذار شود و مشهد با پولی که در اختیار دارد با توجه به توصیه‌های مکرر رهبری به علم به عنوان یک امری که پیشرفت فنی و صنعتی برای کشور بیاورد نگاه کنند.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 9 =

پربازدیدهای سرویس

آخرین اخبار