مخاطب «نماوا» باید برای تماشای سریال‌های خارجی که مجانی به دست این سایت رسیده و آثار ایرانی کم محتوایی که می‌تواند شبیه آنها را رایگان از تلویزیون تماشا کند، حق اشتراک بپردازد.

سود هنگفت «نماوا» و کلاه گشادی که سر مردم می‌گذارد/ وقتی هم ساختار را باختی، هم محتوا

به گزارش خبرنگار حوزه سینمایی گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، عملکرد پلتفرم‌ها و رسانه‌های آنلاین این روزها حرف و حدیث‌های فراوانی را پیرامون آنها به وجود آورده است. حرف و حدیث‌هایی که بیشتر حول محور رفتار VODها با مخاطب و البته با هنرمندان است.

در هفته‌ای که گذشت در گزارش‌های مختلف این رسانه‌های فعال شبکه نمایش خانگی را به نقد کشیدیم. هم در رابطه با عدم توجه دست‌اندرکاران این پلتفرم‌ها به جایگاه مخاطب در رسانه و هم به طور ویژه در رابطه با سایت «فیلیمو» و تمام سواستفاده‌های این سایت از دو قشر هنرمند و مخاطب آثار نمایشی.

این درست است که در چند هفته اخیر جنگ زرگری عجیبی بین «فیلیمو» و «نماوا» به عنوان بزرگترین پلتفرم‌های این روزها به راه افتاده و هرکدام از آنها به دنبال معرفی کردن خود به عنوان بهترین و پرمخاطب‌ترین رسانه آنلاین کشور هستند، اما چنین مسئله‌ای باعث نمی‌شود لحظه‌ای تصور کنیم که این رسانه‌ها واقعا رقیب و رودرروی یکدیگر هستند. در این گزارش به طور ویژه عملکرد «نماوا» را بررسی می‌کنیم، پلتفرمی که این روزها در سطح شهر بیلبوردهای تبلیغاتی زیادی از سریال‌های جدیدش می‌بینیم، آثار درجه دویی که به عنوان شاهکار و سریال‌های خوش ساخت، به مخاطب قالب می‌کنند.

سود هنگفت «نماوا» و کلاه گشادی که سر مردم می‌گذارد/ وقتی هم ساختار را باختی، هم محتوا

رقیب کشی و انحصارطلبی

پلتفرم‌های آنلاین در دو سال گذشته، عملکردی عجیب و در عین حال ترسناک داشتند. «نماوا» و دیگر دوستانش! در ابتدای مسیر با حذف کامل رقبا، سایت‌های مطرحی که فیلم‌ها و سریال‌های روز دنیا را با زیرنویس و بعضا دوبله اختصاصی (برای برخی از آثار محبوب و شاخص سال) در اختیار مشترکین خود قرار می‌دادند، از ریشه قطع کردند. سایت‌هایی که تا سال‌ها تنها مرجع قابل اعتماد دوستداران فیلم و سریال‌ها خارجی بودند.

پلتفرم‌ها بعد از به دست آوردن انحصار فیلم و سریال‌های خارجی، مخاطبانی که در انتظار فیلم و سریال محبوب خود بود را مجبور کردند، حق اشتراک ماهیانه آنها را خریداری کنند و برای هر قسمت سریال یا هر فیلم جدید، از حق اشتراک و اینترنت خود هزینه کنند و با تماشای تبلیغات بازرگانی گاه و بیگاه، زمان خود را نیز به نوعی تقدیم به دست‌اندرکاران این سایت‌ها کنند.

در رابطه با عملکرد این پلتفرم‌ها برای پخش آثار خارجی به طور مفصل در گزارش‌های پیشین صحبت کردیم، مواردی مثل دانلود سریال به صورت پکیج از «نتفلیکس» و فروش آنها به صورت قسمت به قسمت و هفتگی به مخاطب ایرانی، تهیه کاملا رایگان این آثار و فروش آنها به هموطنان خود و عدم رعایت حق کپی رایت، درحالی که همین رسانه‌ها از مدعیان اصلی رعایت حق کپی رایت هستند و به سایت‌هایی که به طور رایگان سریال‌ها و برنامه‌های اختصاصی آنها را در اختیار مردم قرار می‌دهند، اعتراض می‌کنند.

در اینجا دارندگان سایت‌هایی مثل «نماوا» باید تکلیف مخاطب را مشخص کنند. طبق گزارش رسانه‌ها، پلتفرم‌های ایرانی اگر می‌خواستند برای فیلم‌ها و سریال‌های خارجی که در سایت‌هایشان به نمایش می‌گذراند هزینه کنند، باید مبلغی بیش از ۲۱۳ میلیارد تومان هزینه می‌کردند. این مبلغ فقط مربوط به سه پلتفرم نسبتاً پرترافیک یعنی «فیلیمو»، «نماوا» و «فیلم‌نت» است که خود را پرچمداران هنرهای نمایشی در این روزها می‌دانند.

سود هنگفت «نماوا» و کلاه گشادی که سر مردم می‌گذارد/ وقتی هم ساختار را باختی، هم محتوا

سود هنگفت با آثار خارجی بی‌کیفیت

در این میان، سهم «نماوا» بیش از ۵۴ میلیارد تومان است. یعنی این رسانه در ساده‌ترین حالت ممکن، برای پخش این فیلم‌ها و سریال‌ها که به طور رایگان از فضای مجازی دانلود کرده (کاری که خودش به شدت آن را تقبیح می‌کند) ۵۴ میلیارد تومان سود کرده است. این رسانه محتوایی را به نمایش می‌گذارد که تولیدکنندگان خارجی آن، برای تماشای آن مبلغی را در نظر گرفته‌اند، اما «نماوا» جدا از اینکه هیچ مبلغی به تولیدکننده و پخش کننده اصلی اثر نمی‌دهد، بلکه با فروش آن به مخاطب ایرانی (که پیش از این دستش را از منابع رایگان محروم کرده) برای پخش محتوایی که مجانی به دست آورده، پول هم می‌گیرد. سودی دوجانبه که با اضافه کردن عنصر اعصاب خُردکنی به نام تبلیغات، یک ضلع دیگر هم به آن اضافه می‌شود و این رسانه درحالی که هیچ کاری به جز دانلود غیرقانونی یک فیلم یا سریال خارجی انجام نداده، از سه طرف به سود هنگفتی می‌رسد، سودی که باعث شده این VODها حالا بادی به غبغب بیندازند و خود را محبوب‌ترین و اصلی‌ترین رسانه این روزها برای پخش محصولات نمایشی بنامند.

درحالی که چنین ادعایی از بیخ و بن غلط است، «نماوا» و دیگر هم‌دستانش که حالا برای تبرئه خود، روبروی هم شمشیر کشیده‌اند، ادعای غلطی در رابطه با جایگاه خود در نزد مخاطبان دارند. آنها می‌دانند اگر جایی مثل صداوسیما روند سریال‌سازی‌اش را تغییر دهد و به سبک و سیاق درست خود در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ بازگردد، یا سینماها با اکران جدید فیلم‌های خوش ساخت در ژانرهای گوناگون باز به سبد فرهنگی خانواده‌ها اضافه شوند، آنها دیگر حرفی برای گفتن ندارند.


بیشتر بخوانید:

«فیلیمو» پلتفرمی که ارزشی برای مخاطبش قائل نیست

وقتی نظارتی بر خودسری وی.او.دی‌ها نیست


سود هنگفت «نماوا» و کلاه گشادی که سر مردم می‌گذارد/ وقتی هم ساختار را باختی، هم محتوا

قصه «خاتون» و فریب دادن مخاطب

«نماوا» این روزها سه سریال اختصاصی در حال پخش دارد، «خاتون»، «حرفه‌ای» و «خسوف» که هر سه آنها پرحاشیه و پرحرف و حدیث هستند. اول به سریال «خاتون» می‌پردازیم، سریالی به کارگردانی «تینا پاکروان» با دو جین ستاره سینما و تلویزیون و سطح تبلیغات عجیب و غریب و گسترده در سطح شهر. در رابطه با نکات فنی این سریال پیش از این صحبت کردیم، اما آنچه که در مورد «خاتون» باید به آن اشاره کنیم، سبک رفتار سازندگان آن با مخاطب است. در ابتدا اعلام شد که این سریال قرار است در قالب ۱۵ قسمت به نمایش درآید، اما بعد از رسیدن به قسمت هستم، ناگهان اعلام شد که به نیم فصل رسیدیم و قسمت‌های تا اطلاع ثانوی منتشر می‌شود! وقتی هم با اعتراض مخاطبان و دنبال‌کنندگان سایت مواجه شدند، با این ادعا که نیم فصل داشتن در سریال‌های روز دنیا رسم است و بسیاری از سریال‌ها با چنین سبک و سیاقی منتشر می‌شوند، خود را تبرئه کردند.

سازندگان «خاتون» اما فکر نمی‌کردند که این دفاع جای نقد و بحث فراوانی دارد و بزرگترین نقد آن هم این است که اگر سریال‌های خارجی هر فصل خود را در قالب نیم فصل پخش می‌کنند، از قبل آن را اعلام می‌کنند. به عنوان مثال سریال «مردگان متحرک» که این روزها پس از یازده سال، آخرین فصل آن از شبکه AMC در حال پخش است، از ابتدا به همین صورت پخش می‌شد. اما مخاطبان این اثر پس از اتمام فصل دو، می‌دانستند که فصل سوم (به عنوان مثال) از یکم آذر آغاز می‌شود و بعد از هشت هفته با وقفه‌ای یک ماهه، نیم فصل دوم این فصل به نمایش درمی‌آید. پس قیاس دست‌اندرکاران «خاتون» با سریال‌های خارجی‌ای که سازندگان آنها حتی می‌دانند اثرشان قرار است چند سال دیگر، در قالب چند قسمت و با چه سازوکاری پخش شود، کاملا مع‌الفارق و فرار رو به جلوی سازندگان این سریال است.

نقد بعدی این است که عدم شفافیت درخصوص مدل پخش این سریال در قالب دو نیم فصل، قطعا به ضرر مخاطبان «نماوا» خواهد بود. بسیاری از مخاطبان این سایت به دلیل وجود بازیگران مطرح در این سریال، اشتراک خود با این سایت را فقط برای تماشای آن تمدید می‌کنند، و چنین وقفه‌ای که انتهای آن هم مشخص نیست، کاری می‌کند تماشاگری که منتظر پخش این سریال است، هم اشتراک خود را تا مدت زمانی که پخش آن آغاز می‌شود و به انتها می‌رسد تمدید کند، هم برای اینکه از این تمدید اعتبار استفاده کرده باشد، از دیگر فیلم و سریال‌ها یا برنامه‌های «نماوا» دیدن کند.

در اینجا نیز سود اصلی به جیب «نماوا» واریز می‌شود. آنها مخاطب را به واسطه سلبریتی‌های خوش رنگ و لعاب به سمت سایت خود جذب می‌کنند و سپس با عملکردی غیرشفاف آنها را در عمل انجام شده قرار می‌دهند. طبیعی است مخاطبی که هشت قسمت یک سریال را دیده و با شخصیت‌هایش درگیر شده دوست دارد که پایان قصه آنها را بشنود. در این میان «نماوا» با گل آلود کردن آب، از آن ماهی می‌گیرد و بعد از از اینکه صدای مخاطبانش بلند می‌شود، با بهانه‌های مختلف، سعی در توجیه عملکرد خود دارد.

سود هنگفت «نماوا» و کلاه گشادی که سر مردم می‌گذارد/ وقتی هم ساختار را باختی، هم محتوا

غیرحرفه‌ای‌ها ستارگان «حرفه‌ای»

«خاتون» تنها محتوای پر حرف و حدیث «نماوا» نیست. دو سریال جدید دیگر این پلتفرم یعنی «حرفه‌ای» و «خسوف» هم حواشی متعددی دارند. به خصوص سریال «حرفه‌ای» که بازیگر نقش اصلی و قهرمان قصه آن، نابازیگری است که واقعا خود را در نقش یک بزن بهادر حرفه‌ای و آدم‌کشی همه فن حریف تصور می‌کند، اما از آنجایی که تصور کردن خود در یک نقش، تنها نکته برای بازیگر شدن نیست و بخش عملی ماجرا یعنی «بازی کردن» است که عیار بازیگران را مشخص می‌کند، عیار سیروان خسروی به عنوان نقش اول این سریال هم در همان قسمت‌های ابتدایی مشخص شد.

بازی به شدت ضعیف و خارج از قاعده زانیار خسروی در این سریال هم نشان داد که برادران خسروی، بهتر است در همان حوزه موسیقی بمانند و ردای بازیگر شدن را هرچه سریع‌تر از تن خارج کنند، چون سایز این پیراهن برای بدن‌های نحیف آنها به غایت گشاد است. چیزی تحت عنوان زبان بدن، میمیک صورت و دیگر متدهای اصلی بازیگری مثل دیالوگ‌گویی در بازی این دو برادر به خصوص زانیار خسروی وجود ندارد. البته این چیزی است که خود سازندگان کار هم به آن واقفند و از مدل حضور آنها در سکان‌های مختلف و حجم دیالوگ‌هایشان می‌توان به خوبی به این ماجرا پی برد.

«خسوف» هم که این روزها در حال پخش از «نماوا» است، از ضعیف‌ترین سریال‌های ایرانی در چند سال اخیر است. سازندگان این فیلم خواستند برخلاف جریان رودخانه حرکت کنند و در گروه بازیگران خود، از سوپراستارها و ستاره‌های سینما یا دنیای موسیقی استفاده نکنند، اما گویا از آن طرف پشت بام افتادند و بازیگرانی در حد و اندازه سریال‌های تلویزیونی را در کارشان بازی دادند، نتیجه کار هم چیزی شده که انگار یکی از سریال‌ها شبکه دو سیما را تماشا می‌کنیم، سریالی نچسب، بی‌محتوا و عمیقا دوست‌نداشتنی.

ضعف بزرگی که «نماوا» به نسبت دیگر پلتفرم‌های آنلاین دارد، در زمینه محتوایی است. این رسانه جدا از اینکه در پخش فیلم و سریال‌های خارجی معمولا دست روی آثار درجه دو می‌گذارد و خیلی کم پیش می‌آید که آثار روز را به نمایش بگذارد، در زمینه محتواهای اختصاصی هم ضعف فراوانی دارد. یعنی مخاطب باید با پرداخت حداقل ۹۵ هزار تومان و حداکثر ۳۹۵ هزار تومان (بدون احتساب مالیات بر ارزش افزوده) اشتراک سایتی را بخرد که هم قرار است با پخش سریال‌های خارجی که مجانی به دستش رسیده از او پول بگیرد و هم برنامه‌ها و سریال‌های ایرانی را ببیند که تلویزیون خودمان چند درجه بهتر از آنها را به صورت رایگان در اختیارش قرار می‌دهد.

انتهای پیام/۴۱۷۳/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =

پربازدیدهای سرویس

آخرین اخبار

وب گردی