روسیه با تکنیک و تاکتیک خاصی موازنه خود با غرب را در موضوع اوکراین سامان داد. در ابتدا کمی دچار غفلت شد و صحنه و میدان استقلال را کامل درک نکرد و بیشتر متمرکز بر دیگر محورها بود. سپس با تغییر دولت در کیف بلافاصله حرکت بازدارندگی را در دستور کارخود قرار داد.

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری آنا، محمد فرهاد کلینی کارشناس ارشد مسائل استراتژیک طی گفتاری به بررسی مناسبات " روسیه با غرب در بحران اوکراین " پرداخته است که در ادامه می‌خوانید.

بحران اوکراین بزرگترین پدیده رقابت مستقیم روسیه با غرب بعد از جنگ سرد است. اگرچه طرفین در گذشته طی بحران اوستیا در گرجستان به مرزهای حساس نزدیک شدند، ولی به‌تدریج طرفین تلاش کردند تا با منجمد کردن بحران در نقطه خود از شتاب رویارویی پرهیز کنند.

روسیه در چارچوب مدیریت پیرامون نزدیک خود، اصرار بر تشکیل بلوک بندی جدید در حوزه اتحادیه گمرگی وتقویت کشورهای سی ای اس، سیاست رهبری انرژی در جهان، تمرکز بر نقش تعیین کننده در اورآسیا، جلوگیری از حضور ونفوذ ناتو در حاشیه نزدیک روسیه، تمرکز جدی بر محور اروپایی، جلوگیری از پاسخ غرب به روسیه در چارچوب علاقه جدید روسیه به بازگشت به خاورمیانه؛ ارزش و توجه ویژه به دریای سیاه ، نشان دادن اراده به‌عنوان یک قدرت جهانی و اصرار بر نقش حامی از روس تباران در جهان کماکان بر مدیریت تحولات اوکراین تاکید دارد و تاکنون اجازه نداده است که نظام ابتکار بازی جدید از مهار کرملین خارج شود.

دوگانگی هویتی در رقابت کشورها با یکدیگر همواره یک مین ژئوپلیتیکی است، در همین ارتباط اوکراین نیز از این موضوع مستثنی نبوده است و تا کنون آسیب‌های زیادی را تحمل کرده است. در حوزه کشورهای سی ای اس با توجه به منابع قزاقستان این موضوع قابل تکرار است، ولی در این کشور با توجه به نوع مدیریت نظربایف و ایجاد تعادل میان منافع روسیه و غرب و چین، تا کنون خبری از انقلاب رنگین و حقوق بشر و تغییر مدل حکومتی و غیره به میان نیامده است.

روسیه وغرب جدا از ادامه چالش‌ها در اوکراین، خواهی نخواهی به‌تدریج در موضوع خط وعمق نفوذ در قطب شمال و عرصه جدید ژئوپلتیکی با یکدیگر روبرو خواهند شد.

بحران اوکراین و چگونگی مقابله و بازدارندگی تاثیرات خاص خود را در تعیین فرمول و رویکرد هریک از قدرت‌ها نمود پیدا خواهد کرد و در اصل بحران اوکراین گونه‌شناسی یک رقابت جدی بین روسیه و غرب در ساخت قدرت فردا نیز است.

در حالی که طی سالیان اخیر شدت واگرایی در اتحادیه اروپا بیشتر شده است و مواضع انگلیس و یونان و هلند به‌نوعی در جهت کم رنگ کردن موضع واحد گام بر می‌دارد و رشد ناسیونالیسم محلی با رقابت اقتصادی درون اتحادیه از یک موضع واحد به دور ساخته است.

لیکن در بحران اوکراین شاهد بهره‌گیری از موضع نسبتا جمعی ولی شکننده هستیم. همچنین در نگاه مسکو اجماع بر علیه روسیه شکست خورده است و روسیه توانسته است با به هم زدن اجماع در حوزه اروپایی هزینه مقابله در حوزه غرب را افزایش دهد.

روسیه با تکنیک و تاکتیک خاصی موازنه خود با غرب را در موضوع اوکراین سامان داد. در ابتدا کمی دچار غفلت شد و صحنه و میدان استقلال را کامل درک نکرد و بیشتر متمرکز بر دیگرمحورها بود. سپس با تغییر دولت در کیف بلافاصله حرکت بازدارندگی را در دستور کارخود قرار داد.

در این مرحله روسیه :

1- ابتدا سعی کرد با ایده دخالت خارجی عملا روند دولت سازی در اوکراین را کند کند.

2- اقدامات غیر مستقیم وماهرانه خود را باالگو گیری از تسخیر قره‌باغ توسط ارامنه را در کریمه آغاز کرد.

3- همزمان نقش حمایتی خود را از مناطق روس نشین در شرق اوکراین را تقویت کرد.

4- اقدام به برگزاری مانورهای متعدد نظامی در دریای سیاه و دیگر حوزه های راهبردی خود کرد.

5- شدت ادبیات خود در حوزه خاورمیانه را افزایش داد و به‌سرعت دولت عراق را تجهیز نظامی کرد تا نشان دهد استاندارد مدیریت چند بحران ژئوپلتیکی را به‌صورت همزمان دارد.

6- تهدیدات انرژی روسیه برای کنترل رفتاری اوکراین و اروپا را در ادبیات سیاسی خود افزایش داد و بر مطالبات مالی خود از کیف اصرار کرد.

7- پروازهای هواپیماهای استراتژیک خود را در بالتیک و ... برای نشان دادن دندان به اروپا را اعمال کرد.

8- با بالا گرفتن شرایط مقابله میان روس‌تباران و ارتش اوکراین سطح حمایت خود را از فاز سیاسی به فاز نظامی تحت حمایت بشر دوستانه افزایش داد.

9- تلاش کرد همزمان با توجه به امتداد روابط خود با برخی از کشورهای اروپایی روند تصمیم‌سازی را مختل سازد و همچنین حد فاصل مواضع اروپا با آمریکا برای خود لانه‌ای را جستجو کند.

10- با باز شدن جبهه اقتصاد سیاسی در غرب و تلاش جهت تحریم مرحله‌ای، روسیه عملا مسکو تصمیم گرفت تا با تحمل فشار سرمایه‌ای در برابر شرایط جدید از خود مقاومت نشان دهد و سیاست تحریم را در دیپلماسی عمومی با تحریم متقابل پاسخ دهد.

11- با تولید انعطاف هوشمندانه موفق شد تا اروپا و خصوصا فرانسه وآلمان را بر سر دوراهی در تصمیم‌گیری قرار دهد و مقامات این کشورها را برای مذاکرات به خانه خود آورد.

12- سیاست مذاکره و بازدارندگی را در هردو سو ادامه داد و با ورود به مذاکرات چند جانبه مینسک عملا غرب را که در گذشته به لوکاشنکو رئیس‌جمهور بلو روس ویزا نمی داد و این کشور را تحقیر می کرد را به پایتخت بلو روس کشاند ودر آنجا بازی و زمین مذاکرات را ترسیم کند و عملا با یک تیر چند نشان را هدف گیری کرد. توافق گروه تماس در 23 بهمن ماه در مینسک تنها سند معتبر برای آغاز حل سیاسی بحران اوکراین است.

13- روسیه در مقابل با احتمال شدت گرفتن تحریم از جانب غرب خصوصا در بحث تحریم بانکی و سوئیفت در تلاش است تا با تقویت همکاری بانکی در بریکس در برابر تهدیدهای بعدی فائق شود.

14- روسیه طی هفته گذشته مواجه با تصمیم اخیر آمریکا و برخی کشورهای اروپایی شده است که رسما وارد حوزه تهدید به اعزام مشاور نظامی و ارسال تسلیحات جنگی به کیف شده‌اند و در این خصوص سیاست مماشات و انتقاد را در پیش گرفته است. اگرچه هنوز غرب به ایده تحریم به‌عنوان اولویت مقابله نگاه می‌کند ولی همزمان برخی از کشورهای اروپای شرقی از قبیل لهستان را تشویق به این اقدام کرده است.

در مجموع هنوز متغیرهای چانه‌زنی و اقدام مستقیم و مقابله در میان طرفین ادامه دارد و اگرچه آتش‌بس ناپایداری شکل گرفته است ولی با توجه به عدم نتیجه‌گیری کامل هریک از طرفین احتمال دارد تا شاهد اوج گیری مجدد بحران به اشکال دیگر باشیم.

حال مختصرا به برخی از شاخص‌های اختلاف در حوزه غرب اشاره می‌کنم:

- آمریکا نیاز کمتری تا اروپا به انرژی روسیه دارد.

- آمریکا کماکان علاقمند است تا نقش برتری خود را با ترس اروپا از روسیه کامل کند.

- آمریکا از سرعت بازی اروپا در اوکراین که بدون چراغ سبز آمریکا آغاز شد ناراحت ونگران بود.

- آمریکا اصطکاک روسیه با اروپا را نیاز دارد تا بتواند با سرگرم سازی این دو رقیب بتواند چند جبهه را مدیریت کند و با آرامش بیشتری پاسیفیک وچین را که هدف اصلی است را مدیریت کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 9 =

پربازدیدهای سرویس

آخرین اخبار