گلشنی گفت: علامه شهید صدر آگاه به مقتضیات زمان بود، پاسخ مارکسیست‌ها و پوزیتیویست‌ها را در اوج رونق آنها داد اما غرور علمی نداشت.

شهید صدر آگاه به مقتضیات زمان بود/ علامه در کلام اندیشمند

به گزارش خبرنگار حوزه فرهنگ گروه دانشگاه خبرگزاری آنا، هفتمین نشست از سلسله نشست‌های علمی «اندیشه صدر» که به مناسبت چهلمین سالگرد شهادت شهید محمد باقر صدر برگزار شد، با موضوع «شهید صدر، مظهر نبوغ، شهامت، جامع‌نگری و آگاهی از مقتضیات زمان» و با سخنرانی دکتر مهدی گلشنی، استاد فلسفه علم و  فیزیک دانشگاه صنعتی شریف به صورت مجازی برگزار  شد.

شهید صدر قبل از 20 سالگی به درجه اجتهاد رسیدند

گلشنی گفت: متفکر شهید صدر چندین خصوصیت برجسته داشتند که نبوغ، شهامت، رفتار اخلاقی، جامع‌نگری و از همه مهمتر آگاه بودن به مقتضیات زمان از جمله آنها است. در حدیث آمده که «العالم به زمانه لا تهجم علیه اللّوابس، شبهات و نادانی‌ها و نفهمی‌ها به کسی که عالم به زمان خود است، هجوم نمی‌آورند» که شهید صدر مصداق بارز آن است.

استاد فلسفه علم دانشگاه شریف گفت: علامه محمدتقی جعفری، علامه شهید مطهری و علامه شهید صدر جزء علما و نوابغ روزگار بودند. شهید صدر قبل از 20 سالگی به درجه اجتهاد رسیدند و کتاب «فلسفتنا» را که کتاب بسیار مهم و جامعی است در 24 سالگی نوشتند که در بر دارنده دیدگاه‌های فلاسفه اسلامی و فلاسفه غرب است.

شهید صدر یار و یاور انقلاب اسلامی بودند

فیزیکدان دانشگاه شریف گفت: شهید صدر در مدت 14 سالی که امام خمینی(ره) در نجف بودند مرتب به ملاقات ایشان می‌رفتند و وقتی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 57 پیروز شد به دعوت شهید صدر تظاهرات بزرگی به افتخار  انقلاب اسامی در سراسر عراق بر پا کرد.

وی درباره ارادت شهید صدر به امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی گفت: شهید صدر توصیه بسیار جالبی دارند «ذوبوا فی الامام‌الخمینی کما ذاب فی‌الاسلام، در امام خمینی(ره) ذوب شوید همان‌طور که امام خمینی(ره) در اسلام ذوب شدند. ایشان در حمایت از انقلاب اسلامی کتاب یقول‌الحیات را در 6 جلد تالیف کردند و دیدگاه اسلام به مسائل اقتصاد و حکومت را شرح دادند.

غرور علمی در شهید صدر وجود نداشت

گلشنی گفت: یکی از ویژگی‌های مهم ایشان تواضع و سعه اخلاقی بود درحالیکه دو ویژگی اخلاق و علم کمتر در دانشمندی جمع می‌شود به خصوص در قرن ما و دهه‌های اخیر. متاسفانه برخی تا صاحب دانش یا جایگاهی می‌شوند بسیار متکبر پیدا می‌کنند و به علت حاکمیت سکولاریسم در علم تصور می‌کنند که به انتهای علم رسیده‌اند و اخلاق را کنار می‌گذارند. آیت‌الله صدر علاوه بر اینکه در عصر خودشان در علم بالاتر بودند در اخلاق هم همین‌طور بودند و بسیاری به علت اخلاق ایشان شیعه می‌شدند.

شهید صدر پاسخ شبهات مارکسیسم و پوزیتیویسم را پر حجم می‌دادند

این استاد دانشگاه گفت: موضوعی که در جهان اسلام نسبت به آن غلفت وجود دارد آگاهی به مقتضیات زمان است و تعداد کسانی که تشخیص می‌دهند جامعه و کشورشان چه نیازهایی دارد یا چه شبهات و انحرافاتی بین مردم مطرح است، بسیار محدود هستند. زمانی‌ که مارکسیسم بسیار تبلیغ می‌شد علامه طباطبایی و شهید مطهری در ایران و شهید صدر در عراق مقابل آن ایستادند.

گلشنی گفت: موضوع دیگر که علامه شهید صدر به آن پرداختند موضوع مهم پوزتیویسم بود، در تمدن اسلامی هم به چیزهای مادی هم به چیزهای مجرد و غیرمادی اعتقاد داشتند و یک دیدگاه کل‌نگر و جهان‌بینی توحیدی بر آنها حاکم بود.

وی افزود: در دوران قرون وسطی در مسیحیت هم همین دیدگاه حاکم بود و خداوند در راس قرار داشت و همه چیز را در پرتو خداوند می‌دیدند تا اینکه زمان به عصر نیوتون و کپلر و گالیله رسید که خودشان خداپرست بودند اما حدود 100 سال پس از شروع کار نیوتون مکتبی به نام تجربه‌گرایی رایج شد و تنها مواردی که با حواس پنج‌گانه دریافت می‌شود را علم می‌دانستند و خارج از آن را شان علمی نمی‌دادند، لذا دین را کنار گذاشتند.

گلشنی ادامه داد: تا اینکه در قرن 19 چند تحول دیگر رخ داد یک مورد اظهار نظر آگوس کنت بود که علم را محدود به دریافت شده‌ها توسط حواس کرد و گفت آنچه با حواس درک می‌کنیم علم مثبت یا پوزیتیو است و دین و فلسفه شانی ندارند. پس از او داروین و برخی از فیزیکدان‌ها و نظریه کوانتوم هم همین مکتب پوزیتیویسم را تقویت کردند.

وی گفت: بنابراین زمان علامه طباطبایی و شهید مطهری هم مارکسیسم و هم پوزیتیویسم رواج داشتند. زمانی که دانشجوی دانشگاه‌های غرب بودم حرفی از دخالت دین در علم نبود اما علامه مطهری و علامه طباطبایی و علامه جعفری در ایران و علامه شهید صدر در عراق به شبهات مارکسیست‌ها و پوزیتویسیت‌ها جواب می‌دادند و زمینه را برای مسائل زیادی فراهم کردند.

گلشنی گفت: در 10-20 سال اخیر وضعیت در غرب تغییر کرده و سرآمدان علم با پوزیتیویسم مخالفت می‌کنند به عبارتی علامه صدر و علامه جعفری و ... از زمان خود 40-50 سال جلوتر بودند ولی در ایران هنوز پوزیتیویسم حاکم است.

شهید صدر از علیت در مقابل شانس دفاع کردند

این استاد فلسفه علم گفت: از جمله مسائلی که علامه شهید صدر و شهید مطهری به آن ورود داشته‌اند، مسئله علیّت است زمانیکه در نظریه کوانتوم شانس حاکم شد، این بزرگواران پاسخ دادند که اگر شما علت را نیافته‌اید دلیل بر نبود علت نیست لذا نمی‌توانید به شانس متوسل شوید.

این استاد فیزیک گفت: در آن زمان عده‌ای در غرب مثل پلانک واینشتین طرفدار علیت بودند و معتقد بودند به هیچ وجه نمی‌شود جهان را شانسی فرض کرد، اما اکثر فیزیکدان‌ها با این حرف مقابله کردند درحالیکه شهید صدر به شدت از علیت دفاع کردند.

گلشنی گفت: ایشان معتقد بودند اگر چه علیت اصل است اما خود علیت را به کمک چیز دیگری می‌شود ثابت کرد. اگر علیت را نپذیریم نمی‌توان یک نظریه را تثبیت کرد یا یک قانون عام را پذیرفت. اگر بخواهیم قانون عام را بپذیریم باید اصل علیت را قبول کنیم وقتی عالمی در آزمایشگاهی آزمایشی را انجام می‌دهد وقتی با جواب مثبت روبه‌رو می‌شود آن را به موارد مشابه هم سرایت می‌دهد این تعمیم فقط در پرتو اصل علیت صادق است بنابراین علیت یک اصل یا قانون تجربی نیست بلکه یک اصل فوق علمی است که تمام نظریه‌های علمی به آن وابسته‌اند.

وی گفت: شهید صدر می‌گفتند ما با دانشمندان مخالف اصل علیت درباره تجربه‌های‌شان مناقشه نداریم اما عمومیت اصل علیت مبتنی بر شواهد تجربی نیست بلکه مبتنی بر شواهد فوق تجربی است.  این ادعا برای آن موقع بسیار مهم بود درحالیکه برخی از علمای عراقی یا عرب در حال حاضر شانس را به رسمیت می‎شناسند. شهید صدر می‌گفت اگر فکر در حدود تجربه زندانی و معارف مستقلی از آن در دست نداشته باشد، نمی‌توان از نیافتن چیزی به نبودن آن حکم کند

از نظر شهید صدر تلاش برای رد علیت آمیخته با تناقض است

این استاد فلسفه علم درباره آغاز مخالفت با علیت گفت: شاید بتوان گفت مخالفت با علیت از جهان اسلام شروع شده بود و متکلمین اشعری چون غزالی بر آن تاکید داشتند اما ابن‌الرشد به غزالی می‌گوید «تو از استدلال و علت استفاده می‌کنی تا علیت را رد کنی؟ آیا این تناقض نیست».

گلشنی گفت: همچنین در عصر ما نیز که با علیت مخالفت می‌کردند یکی از فیلسوفان غربی به نام رابن جواب آنها را داد و گفت «شما استدلال می‌کنید تا بپذیریم شانس حاکم است نه علیت، بنابراین خودتان در حال به کار بردن علیت هستید».

شهید صدر استقراء را رد نکرده است

این استاد فلسفه علم گفت: موضوع دیگری که روی آن کار شده، مسئله استقرا است ما دو راه برای رسیدن به نتیجه داریم یکی قیاس و دیگری استقراء. استقراء آن است که بگوییم همه انسان‌ها مردنی هستند چون همه فلزاتی که آزمایش کرده‌ایم با گرم شدن افزایش طول پیدا می‌کنند پس همه فلزات اینگونه‌اند یعنی از اصل کلی نتیجه‌ای را می‌گیریم که البته برخی به آن نقد دارند و می‌گویند نمی‌توان به استقراء اطمینان و اکتفا کرد.

گلشنی افزود: اما ارسطو و برخی از علمای ما استقرا را موجب یقین نمی‌دانستند بلکه قیاس را اصل می‌دانستند تا اینکه هیوم گفت «اگر ب بعد از الف بیاید» نمی‌توانیم وجود ب را از الف نتیجه بگیریم و تعاقم و تقارن حرف داشت و بنابراین استقرا محل تردید قرار گرفت. پوپر نیز در قرن بیستم گفت «استقرا یقین بخش نیست و نتایج تجربی که می‌گیریم و تعمیم می‌دهیم این تجربه تعمیم‌آور نیست».

وی گفت: علامه شهید صدر اصل استقرا را مقداری اصلاح کردند ایشان نظریه احتمالات و آمار را یاد گرفتند و با زبان علم روز وارد قضیه شدند و گفتند «خود اصل علیت را می‌توانیم به کمک استقراء ثابت کنیم بنابراین اصل علیت را کنار نگذاشتند، بلکه معتقد بودند می‌توان آن را به کمک اصل اجتماع نقیضین و ... ثابت کرد».

گلشنی گفت: علامه شهید صدر می‌گفتند «ما از تجارب محدود شروع می‌کنیم و با گرفتن جواب‌های مثبت و مشابه بیشتر درجه اطمینان ما بیشتر و بیشتر می‌شود و ما را به یقین نزدیک می‌کند»، زمانی که ایشان این موضوع را مطرح کردند اصلا در غرب مطرح نبود.

این استاد فیزیک گفت: علی‌رغم تردیدی که در مورد استقراء در محیط‌های علمی هست اما شهید صدر می‌گویند نباید استقراء را کنار بگذاریم و باید آن را ادامه دهیم و هر چه احتمال بیشتر شود به یقین نزدیکتر می‌شویم.

بسط نظریه علم و استقراء شهید صدر در بین دانشمندان غربی/ هیچ تئوری حرف آخر را نمی‌زند

وی گفت: در بین فلاسفه مهم امروز غرب و سال‌ها پس از شهید صدر، نظر او در مورد استقراء مطرح است که می‌توانیم به نوعی یقین تدریجی برسیم و از آن برای اثبات خداوند استفاده کنیم. یکی از فلاسفه مهم امروز سوینبرن انگلیسی است که در مورد اثبات خدا هم کتاب دارد و از اهم فلاسفه معاصر است او هم دقیقا همین نظر مرحوم صدر را در استقراء و اثبات خدا دارد.

گلشنی گفت: نکته دیگری که اکثر علمای زمان ما از آن غافل هستند کاری است که فلاسفه علم در اثر بحث‌های زیادی که در نیمه دوم، قرن بیستم اتفاق افتاد به آن معتقد شده‌اند و آن این است که نمی‌توان ادعا کرد که یک تئوری حرف آخر را می‌زند.

وی افزد: در آخر قرن نوزدهم فیزیکدان‌ها می‌گفتند ما به آخر علم رسیده‌ایم اما در قرن بیستم این ادعا رد شد چون مشخص شد میزان شناخت انسان از عالم ماده بسیار ناچیز است، به عنوان مثال تصور می‌شد اتم تجزیه‌ناپذیر است اما بعد این نظر رد شد. لذا در علم هرگز به نظریه و حرف قطعی نمی‌رسیم  این گزاره در تئوری‌پردازی بسیار مهم است و بزرگان علم به آن معتقد هستند. بنابراین باید همیشه انتظار انقلاب و پیشرفت را داشت درحالیکه در برخی دانشکده‌های علوم در ایران برخی فکر می‌کنند آخرین حرف‌ها را در علم دارند می‌زنند در صورتی که این نگاه ابطال شده است.

 این استاد فیزیک گفت: از مهمترین فیزیکدانان قرن بیستم، پلانک پدر کوانتوم بود، او می‌گوید «بعد از همه آنچه که گفته‌اند و در پرتو تجارب کسب شده باید اذعان کنیم که در هیچ موردی نمی‌توانیم مطمئن باشیم آنچه امروز در علم قطعی است برای همیشه قطعی می‌ماند نه تنها آن بلکه باید با اطمینان بگوییم که قطعی هرگز به وسیله پژوهشگر قابل حصول نیست قطعی نمایشگر هدف ایده‌آلی است که همواره در جلوی ما قرار دارد اما هرگز به او نمی‌رسیم ما هر چه پیشتر رویم احتمال بیشتر و بیشتر می‌شود اما به نهایت نمی‌رسد»

پلانک دانشمند نیمه اول قرن بیستم است در نیمه دوم قرن بیستم همین حرف‌ها را فاینمن زد که از مهمترین فیزیکدانان قرن است. فاینمن می‌گوید «ما این را فوق‌العاده مهم یافته‌ایم که باید جهل خود را تشخیص دهیم و جا برای شک بگذاریم دانش علمی مجموعه‌ای از گزاره‌ها با درجات مختلفی از یقین است، برخی خیلی نامطمئن وبرخی تقریبا مطمئن هستند اما هیچ‌کدام قطعا منفعل نیستند یعنی ما روز به روز به طرف یقین بدون اینکه هیچ وقت به آن برسیم».

گلشنی گفت: جالب این است که سرنخ این ایده که با استقراء به یقین نمی‌رسیم اما نزدیک و نزدیکتر می‌شویم را شهید صدر درآورده بودندف امروز توسط دانشمندان بزرگی چون سوینبرن زده می‌شود.

رابرت ویلسن نیز می‌گوید «خدا خیلی محتمل است و توماس ایکوایناس پنج دلیل آورد که خدا وجود دارد و داشته‌های ما حکایت از آن دارد که روز به روز بیشتر و بیشتر به وجود خدا دلالت می‌کند».

شهید صدر مبارزات سیاسی را در کنار فعالیت علمی-فکری جلو می‌بردند

گلشنی گفت:  بنابراین مرحوم صدر چند کار مهم کردند یکی اینکه در کتاب فلسفتنا و اقتصادنا جواب مارکسیست‌ها و پوزیتیویست‌ها را دادند. در حوزه‌های مختلف کار می‌کردند و در حوزه سیاسی بسیار فعال بودند و اذن‌الدعوه را شروع کردند برای مدتی زندان بعثی‌ها شدند مبارزه سیاسی داشت ولی همواره از دین حمایت می‌کردند و جواب شبهات را می‌دادند.

شهید صدر از رشادت علمی دریغ نداشت

این استاد فلسفه علم گفت: ایشان در اعتقادات دینی با کسی تعارف نداشتند و آیت‌الله شاهرودی نقل می‌کنند که وقتی مرحوم آیت‌الله خویی کتاب منهاج‌الصالحین را نوشتند شهید صدر کتاب را مطالعه و به آیت‌الله خویی نامه زدند که محتوای کتاب 7 تعارض با مقبولات خود آیت‌الله خویی دارد، آیت‌الله خویی کتاب را مطالعه کردند و حق را به شهید صدر دادند و خواستند اشکالات چاپ دوم کتاب، توسط علامه شهید صدر برطرف شود، آن زمان آیت‌الله خویی مقام بالایی داشتند اما علامه شهید صدر این رشادت علمی را به خرج دادند.

لازم است روی آثار شهید صدر کار بیشتری صورت گیرد

گلشنی گفت: لازم است روی کارهایی چون علیت و استقراء شهید صدر کار بیشتری شود و تحقیقات ایشان ادامه یابد. همه علمای بزرگ ترجیح می‌دادند که روی کارهای آنها کار شود مگر خواجه نصیرالدین طوسی برخی کارهای ابن‌سینا را دنبال نکرد؟ از نظر من در حد ظرفیت اعتقادات ایشان روی آثارشان کار نشده است.

  انتهای پیام/4107/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =

پربازدیدهای سرویس

آخرین اخبار