شهربانو منصوریان بانوی ووشوکار ایران که در حادثه سقوط هواپیمای تهران- یاسوج در منطقه پادنا حضور داشت از لحظات سخت و پرالتهاب پیدا شدن لاشه هواپیما و حضور خانواده‌ها کشته شدگان در این سانحه هوایی در آن منطقه صحبت کرد.

به گزارش خبرنگار گروه ورزشی آنا،سقوط هواپیمای یاسوج- تهران دل همه مردم ایران را بعد از حادثه پلاسکو، زلزله‌کرمانشاه، غرق شدن سانچی دوباره به درد آورد.طوفان و شرایط بدی جوی هم دست یابی برای یافتن هموطنانی که یک درصد هم فکر نمی کردند این آخرین سفر زندگی‌شان باشد سخت کرده بود‌ به طوری که بعد از سه روز تلاش مسئولان و نیروهای امدادی بالاخره روز گذشته خبر یافتن لاشه هواپیما را اعلام کردند.‌ ورزشکاران که همیشه در همه اتفاقات تلخ و گزنده نشان دادند یار مردم هستند در این حادثه تلخ هم دوباره پیشقدم شدند و به یاری مردم رفتند.‌خواهران منصوریان از قهرمانان مطرح ووشوی جهان به دلیل آشنایی با منطقه پادنا و سمیرم همراه با امدادگران و هلال احمر به دل کوه زدند تا شاید ردی از لاشه هواپیمای پیدا کنند.‌ با شهربانو منصوریان قهرمان ووشوی جهان در مورد روزهای پر‌التهابی که در همراه کوهنوردان به دنبال لاشه هواپیما می‌گشتند هم صحبت شدیم که متن آن به شرح زیر است:

*حضور خواهران منصوریان همراه با کوهنوردان برای یافتن هواپیما توجه همه را به خود جلب کرد، چه شد این تصمیم را گرفتید؟

-موقعی که شنیدم هواپیمایی در منطقه سمیرم سقوط کرده است به شدت ناراحت شدم و همان موقع تصمیم گرفتم هر کمکی از دستم بر می آید انجام دهم. باتوجه به اینکه همسرم هم کوهنورد است و ما به این منطقه زیاد رفته بودیم تصمیم گرفتیم به همراه همسرم و برخی کوهنوردان به آن منطقه برویم و به هموطنان کمک کنیم. البته ما بیشتر در فصل تابستان به آن منطقه می رفتیم و در زمستان اولین بار بود که به آنجا می رفتیم اما با این حال با نیروهای امدادی و مردمان بومی آن محله مسیری را کوهنوردی کردیم تا شاید ردی از هواپیما پیدا کنیم.

*شرایط جوی باعث شد روند پیدا کردن هواپیما اینقدر کند پیش برود؟

-دقیقا همین طور است. روز اول و دوم طوفان خیلی زیاد بود و درجه هوا منفی بیست درجه بود و به شدت سرد بود. واقعا برای هیچ کس مقدور نبود در آن هوا بالای کوه برود. با این همه تلاش خودشان را کردند و شبانه‌روز برای پیدا کردن هم وطنان تلاش می‌کردند‌.از همان ساعت‌های اولیه مردم سمیرم و روستای پادنا برای کمک آمده بودند. باتوجه به شرایط بدی آب و هوایی در آن منطقه این نگرانی وجود داشت که شاید بهمن آمده و آنها زیر برف رفته باشند و تقریبا همین طور هم شده بود چرا که وقتی هواپیما را پیدا کردند تقریبا نصف هواپیما زیر برف بود و یک متری روی آن را برف پوشانده بود.

*وقتی لاشه هواپیما پیدا شد شما آنجا بودید؟

-ما روز دوشنبه بخشی از راه را با کوهنوردان سمیرمی رفتیم اما حدود ساعت 4 بعدازظهر باد و طوفان شدید شد و ما محبور شدیم که برگردیم.از صبح دیروز هم دوباره جست و جوها آغاز شده بود.‌البته ما همان روز دوشنبه شنیده بودیم که لاشه هواپیما پیدا شده است اما متاسفانه در آخرین ساعات همان دوشنبه‌شب چون دوباره طوفان زیاد شده بود،‌امکان دسترسی نبود. البته همان موقع هم گفتند این موضوع خیلی رسانه‌ای نشود تا بازماندگان به منطقه هجوم نبرند. من وقتی لاشه هواپیما پیدا شد پایین کوه بودم. آفتاب به پره‌های هواپیما خورده بود و باعث برق زدنش شد و به راحتی با دوربین قابل شناسایی بود. بازماندگان عزیزانی هم که در هواپیما بودند از همان ساعت‌های اولیه سقوط هواپیما خودشان را به محل رسانده بودند و با شنیدن خبر پیدا شدن لاشه هواپیما همگی خوشحال شدیم.ما به سمت محل سقوط هواپیما رفتیم اما متاسفانه نتوانستیم خبر خوبی به بازماندگان بدهیم و واقعا شرایط بدی وجود داشت.

*امیدوار بودید که شاید کسی زنده باشد؟

-نه تنها ما بلکه همه امیدوار بودند. تنها به امید اینکه هموطنان زنده باشند شبانه‌روز همه تلاش می کردند اما متاسفانه نشد.‌خانواده بازماندگان تا دقایق پایانی هم فکر می‌کردند عزیزانشان زنده هستند در این چند روز هم مدام با موبایل‌های آنها تماس می‌گرفتند و زنگ می‌خورد و به همین دلیل همه امیدوار بودند که آنها زنده هستند، ضمن اینکه مردم بومی آن منطقه هم می‌گفتند صدای انفجار نشنیده‌اند از همین روی امیدواری بین همه برای زنده بودن آنها خیلی موج می‌زد. ما هم با تصور اینکه آنها زنده هستند و انفجاری صورت نگرفته تلاش می‌کردیم اما متاسفانه خیلی دردناک بود وقتی متوجه شدیم همه عزیزان جان باختند. ضمن اینکه حتی اگر کسی هم از حادثه زنده مانده بود در آن سرما جان خودش را از دست داده است.

*برخی از کم کاری مسئولان شکایت می کردند و حتی می گویند اگر زودتر رسیدگی می کردند شاید برخی از آنها زنده می مانند؟

-من در این چند روزی که همراه با مسئولان امداد و هلال احمر بودم واقعا از نزدیک شاهد تلاش‌های شبانه‌روزی آنها بودم.‌از همان ساعت ابتدایی سقوط فرماندار و استاندار به این محل آمدند و حتی آنجا ماندند اما واقعا شرایط سخت بود.‌در روزهای اول به قدری باد زیاد بود که حتی هلیکوپترها نمی‌توانستند پرواز کنند. همه ما امیدوار بودیم که آنها را زود پیدا می‌کنیم و نجاتشان می‌دهیم اما واقعا شرایط سخت و راه صعب‌العبور بود. در این میان همدردی با خانواده‌هایی که عزیزانشان را از دست داده بودند سخت‌تر از همه چی بود.‌ما تلاش کردیم که آنها را دلداری بدهیم و اندکی از این غم سهمگین کم کنیم. در حادثه سانچی ما کنار خانواده‌های آن عزیزان نبودیم و ندیدیم چه دردی تحمل می کنند. وقتی لاشه هواپیما پیدا شد به سمت کوه رفتیم اما خبری خوبی نداشتیم و موقع بازگشت همه خانواده‌ها از ما می‌خواستند خبری امیدوار کننده به آنها بدهیم اما چیزی برای گفتن نداشتیم و درد و غم آنها در آن باشنیدن آن خبر خیلی خیلی سخت بود. امیدوارم ایران دیگر شاهد این اتفاقات تلخ نباشد و این آخرین باری باشد که هم وطنان عزیزمان را اینگونه از دست می دهیم.

*شما الان در منطقه حضور دارید؟

-من فعلا در ستاد بحران هستم و تا هر زمانی که به ما نیاز باشد در این جا به مردم خدمت می کنیم. در حال حاضر هوا در آن منطقه خوب نیست.‌خانواده ها هم سه روزی است که در ماشین هایشان چشم انتظار هستند و ما به آنها رسیدگی می کنیم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 11 =

آخرین اخبار

وب گردی