امیر پوریا، منتقد سینما معتقد است:« فیلم ها ســاخته می شــوند تا تأثیر بگذارند. تأثیر عاطفی بر فــرد فرد مخاطبان، تأثیر فکــری بر مجموع مخاطبــان در هر جامعــه و تأثیر فرهنگــی بر جهان و جوامــع دیگر. این ســومی به این آســانی ها به دســت نمی آید؛ نه فقط خود این تأثیر، بلکه حتی میدان جهانی الزم بــرای آن.» 

1

امیر پوریا، منتقد سینما در شرق نوشت: «فیلم ها ســاخته می‌شــوند تا تأثیر بگذارند. تأثیر عاطفی بر فــرد فرد مخاطبان، تأثیر فکــری بر مجموع مخاطبــان در هر جامعــه و تأثیر فرهنگــی بر جهان و جوامــع دیگر. این ســومی به این آســانی‌ها به دســت نمی آید؛ نه فقط خود این تأثیر، بلکه حتی میدان جهانی الزم بــرای آن. حاال و وقتــی در بزنگاهی مغتنم، چنین تأثیری به جا ماند، اگــر بتواند از ابعاد فرهنگی هم فراتر رود و به دامنه امور سیاســی یا حل مشکالتی در روابط بین الملل نزدیک شــود، منزلت اصیــل فرهنگ و هنر را بهتر به جا آورده اســت. پس آنها که می‌گویند «اســکار فرهادی، سیاسی اســت»، متوجه این باشــند که دارند ارزش و گستردگی کار و اثر او را بیشتر می ‌‌کنند؛ نه کمتر.

2

اما اگر تأکید ســیاه نمایان بافر است و مفخمی که درخشش ها را هم تیره وتار می‌بینند بر این است که جایزه به دلایل هنری و ســینمایی به او اختصاص نیافته، باید به نکاتی اشــاره کنم: نخســت اینکه دست خالی ماندن فیلــم «تونی اردمــن» در برابــر «فروشــنده»، بار قبلی در جشــنواره کن ســال جاری اتفاق افتــاد؛ درحالی که داوران دوره شــصت ونهم کــن بســیار گشاده دســتانه جایزه دادند و در بخــش بهترین کارگردانی به جای یک برنــده، دو برنده (کریســتین مونگیو و الیویه آســایاس) اعــالم کردند، هیچ یــک از جوایز ویژه، بــزرگ، نخل و... به «تونی اردمن» نرســید و «فروشنده» تنها فیلمی بود که دو جایزه فیلم نامــه و بازیگر مرد را گرفت. در هیئت داوران کن در خرداد امســال، طبعا شــبهه نگاه سیاسی مطــرح نبوده و هنوز ترامپی بر ســر دنیــا نترکیده بوده اســت. دوم اینکه «تونــی اردمن» ایــده همدلی برانگیز ولی بس مکرری دارد . اینکه مــردی به دیوانگی بزند و رهایی و خل خلی را مقابل چارچوب خشک نظام اداری و زندگی شهری مدرن پیشنهاد بدهد، از برادران مارکس تا «روز هشــتم» ژاکو ون دورمل در سینما امتداد داشته. منهای تازگی نداشــتن، دلیلی ندارد اجرا و بسط این ایده به زمانی نزدیک به ســه ساعت بکشــد! حتی جزئیاتی مانند فرورفتن مرد/ پدر در پوشــش پشــمالوی عجیب و دوست داشــتنی اش، سابقه مشــهوری مانند «قاعده بازی» ژان رنوار دارد و اینکه آدم ها از دل مشــغولی های درونی نمی‌گویند و روابط عاطفی خوب برقرار نمی‌شود هــم در « «Her و «گمشــده در ترجمــه» و اساســا نوع فیلم‌هــای مربوط بــه همین وضعیت بحــران عاطفی جوامع امروزی بســیار ترسیم شده اســت. درباره میزان دیوانه بازی هم شــخصیتی که کنرادی از خود می‌سازد و نامــش را تونــی اردمن می‌گذارد، بســیار محافظه کار اســت. مثال در مقایســه با شــخصیت دومی که اندرو کافمن (جیم کــری) در «مردی روی ماه» خلق می‌کند، هیچ گاه با خل وضعی خودخواســته اش طنز درخشانی رقم نمی‌زند. وقتی نســخه آمریکایــی فیلم که در حال بازســازی است، به نمایش درآید؛ خواهیم دید آدام مک کی، کارگردان و جک نیکلســون، بازیگر چه پرفورمنس فانتزی وجدآوری از این کارهای او به دســت می‌دهند. به ویژه اینکه نیکلسون از «درباره اشمیت» مهارت خود را در شیرین اجراکردن موقعیت‌های تلخ آدم افسرده حال زمانه پســت مدرن، به یادگار گذاشته است. منهای اینها، همین که تا به حال پیشــنهادی شبیه بازسازی آمریکایی تونی اردمن» به فرهادی نشــده، جلوه بامعنایی است از وجه ملی آثار او در عین ابعاد درک شــدنی و ملموس جهانی‌شــان.

3

فرهادی همان کسی است که در میانه راه تولیــد فیلمی در آلمان، مســیر عوض کرد و در ایران جدایی نادر از ســیمین» را ساخت که گره نهایی اش به قســم نخوردن زن ایرانی سنتی و معتقدی بسته بود؛ اما در اوج ملی بودن، به وسعت جهان مقبول افتاد. از سوی دیگر او همان ســردبیر افتخاری شــماره ۵۰۰ ماهنامه سینمایی فیلم است که سؤال کرد «دوست داشتید کدام فیلم سینمای ایران را شــما می ساختید؟»؛ و خودش با توصیف لذتی رؤیاگون از ایستادن کنار دوربین فیلم‌های ماندگار ســینمای ایران، لــذت از اینکه مثال آدمی از کنار دوربین شست وشــوی گاو از ســوی مش حســن (عزت انتظامی) را تماشــا کند، نشان داد تا چه اندازه نتیجه گرا نیســت. حــاال و در رویارویی با دو اســکار «جدایی...» و فروشــنده» هم همین برایم سرمست کننده است: این نتیجه‌های عظیم نصیب مردی شده که نتیجه گرا نیست و بــه خود هنر و خود آدمی نــگاه می کند و لذتش را ازخود مراحل کار می‌برد. در ســالی که اســکار دوم او با آمدن تصویر آقای کیارســتمی میان یادبودهای مراسم اســکار مقارن شد، مرجع مشترک شــان فقط تبار ایرانی نبود؛ در کنارش این هم بود که آقای کیارستمی می‌گفت:

«بسیاری فیلم ها برای این ساخته می شوند که نیاز درونی فیلم ساز، گذراندن مرحله ساختن آنهاست؛ و فرهادی در روز آخر فیلم بــرداری «جدایی...» می‌گفت هر لذتی که می‌شــود از مرحله ساخت فیلم برد، تا همین جا بُرده‌ام و از این بــه بعد هر اقبالی که بــرای فیلم پیش آید، به منزله کادوســت. پیروزی فرهادی در دوران نتیجه گراییســودجویانه و اسف بار آدم ها و زمانه ما، پیروزی لذت از هنر و کار هنری است.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =

پربازدیدهای سرویس

آخرین اخبار

وب گردی