جلال‌الدین کزازی درباره شهریار و جایگاه آثارش گفت: شهریار شاعر دل بود و به پاس دل خود می‌سرود و در اندیشه آن نبود که خود را به نمایش بگذارد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری آنا، جلال‌الدین کزازی در کنگره روز ملی شعر و ادب فارسی که عصر امروز به مناسبت سالگرد درگذشت محمدحسین شهریار برگزاری شد، گفت: این روز درخشان‌ترین روز در گاهنامه فرهنگی ماست. ایران ما در طول تاریخ تاکنون همواره سرزمین سرود و سخن بوده است و سخنوری برترین و فراگیرترین هنر در ایران شمرده می‌شود.

وی در تبیین جایگاه شعر فارسی افزود: گمان‌آمیز نیست که بگویم ما ایرانی‌ها بودیم که گران‌ترین سخنوران و شاهکارهای ادبی را به جهانیان ارزانی داشتیم. آنچنان که هانری درکسون، اندیشمند نامدار فرانسوی سال‌ها پیش در فرهنگستان این کشور گفت اگر سرود و سخن آن است که مولانا می‌سرود، دیوان‌های ادبی فرانسه را باید به آب شست.

کزازی ضمن بیان این مطلب که امروز به بهانه بزرگداشت یکی از برومندترین فرزندان این سرزمین یعنی شهریار نامگذاری شده، به خاطره‌ای از دوره نوجوانی خود اشاره کرد و گفت: من در سالیانی که دانش‌آموز بودم (سال دهم) نامه‌ای مهرآمیز به شهریار نوشتم و شهریار این نامه را آنچنان خوش داشت که در یکی از چاپ‌های دیوان خود آن را گنجاند.

این پژوهشگر ادبیات فارسی با طرح این سوال که چرا او شهریار را از سنین کودکی می‌شناخته، گفت: من در خانواده‌ای فرهیخته و فرهنگی بالیدم و از سنین پایین با آثار ادبی فارسی آشنا شدم، آنچنان که به ازای هر بیت ارزشمندی که از شاعران بزرگ از بر می‌کردم، جایزه می‌گرفتم. اما اشعار شهریار را به پاس دل خویش شناختم.

وی ادامه داد: بی هیچ گمانی شهریار مردمی‌ترین سخنور در روزگار ما بود. درباره سروده‌های او دیدگاه‌ها و داوری‌های گوناگونی است و فراز و فرودهایی در آثارش دیده می‌شود، اما او در دل هر ایرانی جایی والا دارد، یعنی نه‌تنها نزد اهالی فرهنگ و هنر، بلکه حتی نزد توده‌های مردم. به‌طوری که همه بیت‌هایی از او را در یاد دارند و با خود زمزمه می‌کنند.

کزازی در تشریح اهمیت شعر فارسی در اذهان خاص و عام گفت: اولین دلیل این نامگذاری، زبانی است که شهریار در سخنوری از آن استفاده می‌کرد؛ زبانی آشنا و به دور از پیچش و ترفندهای شاعرانه که البته این کارکردها (کارکردهای مردمی) آنقدر دلپذیر در شعر او نقش می‌بست که به بخشی ناگزیر از بافتار ابیات او تبدیل می‌شد.

وی ادامه داد: دلیل دوم اینکه شعر شهریار را همه دوست داشتند این بود که شهریار شاعر دل بود و به پاس دل خود می‌سرود و در اندیشه آن نبود که خود را به نمایش بگذارد.

این پژوهشگر ادبیات فارسی خاطرنشان کرد: شعر شهریار، شعر فنی نبود بلکه شعری بود که حتی ناخواسته و نیاندیشیده مانند هر آفرینه راستین هنری از دل او برمی‌خاست و به همین‌دلیل بی‌درنگ در دل مخاطبان می‌نشست. همچنین شهریار سخنوری است که بیش از شاعران دیگر آثار او را به آهنگ و آواز خوانده‌اند.

کزازی در پایان سخنان خود ابیات متعددی را از آثار شهریار خواند که به دلیل ویژگی‌های خاصی که در آنها است مورد استقبال عام و خاص قرار گرفتند، مانند غزلی با این مطلع: «باز امشب ای ستاره تابان نیامدی/ باز ای سپیده شب هجران نیامدی/ شمعم شکفته بود که خندد به روی تو/ افسوس ای شکوفه خندان نیامدی».

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =

پربازدیدهای سرویس

آخرین اخبار